به گزارش سرویس جهان مشرق، آمریکا همچنان در جنگ گرفتار است و درگیر مناقشهای در غرب آسیا شده که پایانی مشخص برای آن دیده نمیشود.
شبکهی خبری ABC News در گزارشی(۲۷ آگوست) ۶ ماه جنگ بیبرنامه، بیدستاورد و سراسر سردرگمی رژیم ترامپ علیه ایران را موضوع بررسی خود قرار داد.
طبق این گزارش، در ماه آوریل، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در برابر خبرنگاران ایستاد و مأموریت علیه ایران را کامل اعلام کرد و این کارزار را بهعنوان پیروزی قاطع آمریکا و نمایشی از قدرت نظامی ایالات متحده معرفی نمود.

با این حال، شش ماه پس از آغاز درگیریها آمریکا همچنان در جنگ است و بار دیگر درگیر مناقشهای در غرب آسیا شده که پایانی آشکار برای آن وجود ندارد. و در حالی که حملات آمریکا و اسرائیل ماههاست که ایران را در هم میکوبد، این درگیری همچنین با طولانی شدن جنگ، بر منابع پنتاگون و جان آمریکاییها هزینه سنگینی تحمیل کرده است.
جنگ به شکل مقطع و نامنظم پیش رفته است، با انفجارهایی از آتشباری عظیم آمریکایی که مکرراً با وعدههایی مبنی بر اینکه دیپلماسی ممکن است به جنگ پایان دهد، جایگزین شدهاند. همواره یک رفتوبرگشت مداوم میان توقف درگیریها و تهدیدهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، وجود داشته است. اکنون این مناقشه در فضایی شکننده قرار دارد که ایالات متحده تهدید به افزایش فشار اقتصادی بر تهران کرده، بدون آنکه تضمینی وجود داشته باشد که درگیری روزمره نتواند بهراحتی در هر لحظه از سر گرفته شود.
از زمان اعلام پیروزی هگست، شمار بیشتری از نظامیان آمریکایی کشته و صدها تن دیگر زخمی شدهاند. بر اساس دادههای پنتاگون، در مجموع ۱۸ تن از خدمهی نظامی آمریکا جان باخته و بیش از ۷۵۰ تن زخمی شدهاند{البته این اعداد با هر برآوردی دروغ، و نشان از همراهی کامل رسانههای جریان اصلی آمریکا با روایت جعلی رژیم ترامپ در تعدیل شدید تلفات دارد}. این جنگ همچنین ذخایر حیاتی موشکی پنتاگون را تا حدی کاهش داده و ذخایر کمتری برای یک درگیری عمدهی دیگر باقی گذاشته است. طبق تحلیل مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی(CSIS)، جایگزینی این موشکها حتی اگر افزایش تولید برنامهریزیشده طبق زمانبندی پیش برود، سالها طول خواهد کشید، زیرا ساخت هر موشک و تجهیز واحدهای نظامی به آن حدود دو سال زمان میبرد.

این جنگ همچنین پس از اعلام هگست مبنی بر اینکه حملات سال گذشته به تأسیسات هستهای ایران «ضربهی نهایی» را به برنامه هستهای تهران وارد کرده است، روی داد. طبق ادعای این گزارش، این حملات به برخی از حساسترین سایتهای هستهای ایران آسیب جدی وارد کرد و به گفتهی کارشناسان، توانایی تهران را برای ساخت بمب سالها به عقب انداخت. با این حال، دولت بعداً به همان برنامهی هستهای که مدعی نابودی آن بود، بهعنوان یکی از چندین توجیه متغیر برای ورود به جنگ اشاره کرد.
پنتاگون به درخواست شبکهی ABC News برای اظهارنظر پاسخی نداد.
آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه جنگ را آغاز کردند و به تأسیسات نظامی کلیدی ایران حمله کرده و بیشتر کادر رهبری ارشد و فرماندهان نظامی این کشور را هدف قرار دادند. ایران بلافاصله تلافی کرد و به پایگاههای آمریکایی در بحرین، کویت، اردن و عراق حمله کرد – حملاتی به پایگاههای آمریکا در مقیاسی که از زمان جنگ ویتنام بیسابقه بود.
اما تأثیرگذارترین اقدام تهران در دریا رخ داد، زمانی که تردد کشتیرانی تجاری از طریق تنگهی هرمز را متوقف کرد و این آبراه را تقریباً یکشبه به نامی آشنا برای همگان تبدیل نمود. این محاصره، یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی جهان را مسدود کرد و ایران تعیین کرد که خط مقدم جنگ در کجا باشد و اقتصاد جهانی را به لرزه درآورد.

«این موضوع برای ایران، مسئلهای حیاتی و وجودی است. آنها بر حفظ قدرت متمرکز هستند و از تمام ابزارهای خود – از جمله تنگهی هرمز – برای طولانی کردن این وضعیت تا جایی که ممکن است، استفاده خواهند کرد.» این را ژنرال بازنشسته جوزف وتل، فرمانده پیشین فرماندهی تروریستی مرکزی ایالات متحده که نظارت بر عملیات نظامی در غرب آسیا را بر عهده دارد، گفت. «استراتژی ایران گسترش جنگ از نظر زمان و جغرافیا است و صادقانه بگویم، آنها در این کار موفق شدهاند.»
هم هگست و هم ترامپ به خود میبالند که جنگ آمریکا و اسرائیل توان نظامی ایران را نابود کرده است و به کارزار هوایی اشاره میکنند که آن را فلجکنندهی تهران معرفی کرده و این حملات را ضربهای بزرگ علیه حکومتی میدانند که نزدیک به ۵۰ سال است با ایالات متحده دشمنی دارد.
ترامپ در سخنرانی زنده تلویزیونی ماه آوریل خطاب به کشور، با اشاره به روزهای آغازین جنگ، چنین گفت:
«هرگز در تاریخ جنگها، دشمنی در عرض چند هفته متحمل چنین تلفات آشکار و ویرانگری در مقیاس وسیع نشده است. من سوگند خوردهام که هرگز اجازه ندهم ایران به سلاح هستهای دست یابد. این رژیم متعصب ۴۷ سال است که شعار مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل سر میدهد.»

ترامپ روز چهارشنبه(۲ سپتامبر) به الجزیره گفت که برای مذاکره برای پایان جنگ «عجلهای ندارد»:
«من هیچ جدول زمانی ندارم، هیچکدام. من عجله نداریم… ما بهطور بسیار بزرگی در حال پیروزی هستیم.»
اما جنگ ادامه یافته و دولت ترامپ را با مشکلی مواجه کرده که با طولانی شدن جنگ، حل آن دشوارتر شده است. خروج از جنگ به معنای واگذاری پیروزی به ایران است. ماندن در جنگ میتواند بهمعنای پذیرش تلفات بیشتر، هزینههای بیشتر و فشار بیشتر بر ذخایر تسلیحاتی باشد، بدون آنکه تضمینی وجود داشته باشد که درگیری به نتیجهی بهتری منجر شود.
جنیفر کاوانا، مدیر تحلیلهای نظامی در اندیشکدهی اولویتهای دفاعی، گفت: «اگر آمریکا عقبنشینی کند، این سیگنالی بسیار آشکار است که او باخته است، که وارد شده، اوضاع را بدتر کرده و نتوانسته آن را حل کند. همهی گزینهها بد هستند، زیرا آمریکا دچار شکست راهبردی شده است. این باور وجود دارد که اگر فقط بمانیم، گزینهها بهتر خواهند شد. بهسادگی باید گفت، این درست نیست.»
این جنگ همچنین پنتاگون را وادار کرده تا با مشکلی روبهرو شود که تا حد زیادی در عراق و افغانستان از آن اجتناب کرده بود: تأمین یک عملیات نظامی گسترده در حالی که دشمن فعالانه در تلاش برای مختل کردن آن است. در جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر، نیروهای آمریکایی میتوانستند مواد غذایی، سوخت، مهمات و قطعات یدکی را در میدان نبرد بدون هیچگونه دخالت مؤثری جابهجا کنند.
بر اساس تحلیل تصاویر ماهوارهای توسط ایبیسی نیوز، حملات ایران بخش عظیمی از زیرساختهای آمریکا را در سراسر منطقه که فرماندهان زمانی به آن متکی بودند، تخریب یا نابود کرده است. بحرین، محل استقرار ناوگان پنجم نیروی دریایی، گرهگاه بسیار حیاتی در این سیستم بوده و تأمینکنندهی اصلی منابع بهشمار میرفت.

وتل گفت: «ما روی بحرین بهعنوان یک مرکز اصلی تأمین حساب میکردیم. بدون آن دسترسی، مجبور شدهایم به مکانهای دیگر مراجعه کنیم.»

او افزود که دیگو گارسیا، پایگاه مشترک آمریکایی-بریتانیایی در اقیانوس هند، یکی از این گزینههاست.
او افزود: «گزینههای دریایی زیادی برای کشتیهایمان نداریم. این موضوع تأثیری بر پشتیبانی دارد.»
مقامات فعلی و سابق آمریکا و کارشناسان امنیت ملی توضیح دادند که برای کشتیها و هواپیماها، این بهمعنای مسافتهای طولانیتر برای سوختگیری، بارگیری مجدد مهمات یا انجام تعمیرات است. برای نیروهای مستقر در دریا، گزارشهایی از کیفیت پایین غذا و تأخیر در ارسال نامهها وجود داشته است – که هر دو موردی هستند که رهبران نظامی مدتها بهعنوان موارد حیاتی برای روحیه نیروها به آنها اشاره کردهاند و پنتاگون مدعی است که این ادعاها بزرگنمایی شدهاند. وزارت دفاع تا حد زیادی رسانهها را از پوشش جنگ برای راستیآزمایی این ادعاها و سایر موارد مشابه دور نگه داشته است – این رویهای انحرافی از هنجارهایی است که از زمان جنگ داخلی، مطبوعات در خط مقدم با نیروها همراه بودهاند.
روی زمین، پایگاههای آمریکا برای دفع حملات ایران با مشکل مواجه شدهاند. بسیاری از آنها در دوران «جنگ جهانی علیه تروریسم»{کذا!} پس از ۱۱ سپتامبر ساخته شدند، زمانی که مراکز اصلی نظامی بسیار پشت خط مقدم نبرد قرار داشتند و گروههای شورشی توانایی کمی برای تهدید از طریق هوا داشتند. این موضوع تأسیسات سراسر منطقه را در برابر پهپادها و موشکها با محافظت محدودی رها کرده است، بهویژه وقتی که سپر دفاع هوایی بهناچار نمیتواند هر حملهای را دفع کند.

بر اساس گفتههای مقامات دفاعی و بررسی تصاویر این پایگاه توسط ایبیسی نیوز، شش نظامی آمریکایی که در ساعات آغازین جنگ در اثر حملات پهپادی ایران در کویت کشته شدند، در داخل یک مرکز فرماندهی مشغول به کار بودند که در اصل یک تریلر بزرگ با محافظت اندک در برابر حملات هوایی بود. موانع بتنی اطراف این تأسیسات، محافظتی در برابر خمپارهها و راکتهایی که در دوران جنگهای عراق و افغانستان تهدید اصلی را علیه نیروها شکل داده بود، فراهم میکرد، اما این ساختمان فاقد سقفهای سخت شده در برابر پهپادها و موشکها بود.

بسیاری از زیرساختهای پایگاههای خاورمیانه هرگز برای تحمل حملات مستمر ساخته نشدهاند. بسیاری از این زیرساختها شبیه خانههای متحرک یا کانتینرهای حملونقل تغییر کاربری داده شده هستند که برای مسکن و اداره کارآمد هستند، اما محافظت اندکی در برابر حملات هوایی ارائه میدهند.
تحقیقات ارتش درباره حملهی پهپادی سال ۲۰۲۴ به برج ۲۲ در اردن توسط شبهنظامیان تحت حمایت ایران که منجر به کشته شدن سه نظامی آمریکایی شد، نشان داد که زیرساختهای ناکافی به تلفات دامن زده است. یک بررسی جداگانه پنتاگون نیز شکافهای عمدهای را در دفاع در برابر پهپادها و آموزش در سراسر تأسیسات آمریکایی شناسایی کرد. اگرچه آمریکا سلاحهای دفاعی پیچیدهای برای سرنگونی موشکها و پهپادها دارد، اما برخی از آنها لاجرم از این سپرهای دفاعی عبور میکنند. با این حال، این سلاحهای ضدموشک و سایر مهمات رو به اتمام هستند.
بر اساس تحلیل آوریل مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، پنتاگون بیش از ۱۰۰۰ موشک پاتریوت (نزدیک به نیمی از ذخایر آمریکا)، بیش از ۲۰۰ موشک تاد (تقریباً دو سوم از این انبار) و حداقل ۱۰۰۰ موشک تاماهاوک (تقریباً یک سوم ذخایر) را شلیک کرده است. جایگزینی این سلاحها سالها زمان میبرد.
با این حال، الیوت آبرامز، فرستادهی ویژهی دولت پیشین ترامپ در امور ایران که در چندین دولت جمهوریخواه سمتهای ارشد امنیت ملی داشته است، مدعی است: «فکر نمیکنم فاجعهی بزرگی باشد. برنامهی هستهای ایران بسیار عقب انداخته شده و اقتصادشان واقعاً با مشکل مواجه است.»
آبرامز گفت که خطوط کلی یک جنگ با ایران، از جمله درگیری بر سر تنگهی هرمز، پیش از آغاز درگیریها در محافل امنیت ملی بهخوبی شناخته شده بود. او گفت، آنچه کمتر روشن است، این است که ترامپ چقدر این هشدارها را جدی گرفته بود.



